تبلیغات
♥کـآرتـوכּ و اכּـیـمـﮧ♥ - قسمت دوم:ایچیرو زندست؟
♥بهترین کارتون ها و انیمه ها از سراسر دنیا♥

قسمت دوم:ایچیرو زندست؟

دوشنبه 5 فروردین 1392 02:49 ب.ظ

نویسنده : Roronoa Erica
ارسال شده در: داستان و داستانک ها! ،

سلامممممممممممممممممممم خوبین؟؟؟

چه خبر قسمت دو رو اوردم

راستی محض اطلاع بعضی ها مصلا فروغ یا اجی ستاره...

کارهایی که با مدیر دارین رو به من نگین به مدیر بگین!!

از رو ی اسم نویسنده ها میشه فهمید که کی کیه پس دقت کنین

خوب فعلا برین ادامه

بعد منو برد پیس مدیر کراس و خودتون حدس بزنین چی شد...

خشکش زد(والا من توقع دیگه ای هم نداشتمــ)

منم گفتم:اممم الو سلام خوبین چه خبر؟؟(- ـ -)
مدیر کروس:اهم خوبم .............. یه سوال دارم ایچیجو!

ایچیجو:بفرمایید...

مدیر کراس:این چطور ممکنه؟؟شاید داره شمارو گول میزنه..!!

من:اهم ببخشید ثابتم کردم امر دیگه ای ندارین؟؟؟

ایچیجو هم دوباره لبخند زد

مدیر کراس:باشه ثبت نام میشی .....

من:هــــــــــــــورا!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ایچیجو:تبریک میگم

من:مرسی ایچیجو..

یه ساعت بعد اتاقم مشخص شد و بهم نشون داد و گفت:راحتی؟

من:هممممممممم یه سوال...
ایچیجو:بگو یومی-چان

من تو دلم:منو یومی چان صدا زد!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من:ببخشید میشه دکورمو یکم عوض کنم

اون خندید و گفت:این چیزا رو باید از لرد کانامه بپرسین

من:اهان الان کجاست؟ا ا ا ا ا من گفتم رسمی حرف نزن

ایچیجو:ببخشید!!!!!!!نمیدونم کجاست

من:آهان

ایچیجو:خوب میخوای با بقیه اشنا شی؟

من:ام فک کنم اونام خشکشون میزنه..

ایچیجو:نگران نباش کانامه بهشون گفت.....

من:هوففففففففففففففففففففففف........خو بریم

بعدم من با بقیه اشنا شدم

از ریما و شیکی خوشم میاد یه جورایی با مزه بودن

ایچیجو:خوب یومی چان...میگم دوست داری یکم بگردی......

من:آره..راستی تاداشی و میناکو کجان؟!

ایچیجو:فرستادیمشون خونه......

من:اهان...

ایچیجو:بریم؟

من:باش......

بعد داشتیم راه میرفتیم که من یه پسری رو دیدم که فکر کردم زرو هست

من:زرو زرو سلام خوبی منو یادته؟؟؟

اون اقا:نه...من ایچیرو ام نه زرو........

ایچیجو:!!!!ایچیرو؟؟؟زنده ای؟؟؟

ایچیرو:آره....

من:ها مگه اون مرده بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ایچیجو:این ممکن نیست!

من:چرا هست

ایچیرو:بابا هوش!!!!!!!!از کجا فهمیدی ممکنه..

من:خوب احتمالا بدنت هنوز زنده بوده و روحت میتونست برگرده و یه نیرویی تورو به بدنت برگردونده و یه چیزی استفاده کردی که بقیه راحت قبول کننو...

ایچیرو:خسته نشدی اینقدر و و و و .و و و و و وو و و کردی؟؟!!!

من:نه نشدم....

ایچیجو:.....

بعد ایچیجو یه کاری کرد که ایچیجو راحت قبول کنه و گفت:من الان زرو رو میارم.

من:آهان خیلی دلم میخواد بدونم منو یادشه یا نه راستی

یهو زرو میاد:ها چه کسی کارم داره؟!
من:من کارت دارم

زرو:چیکارم داری خانم......؟؟

من:ماشااللله اسم منم یادش نمیاد(-ــــــــــ-)

زرو:یومی؟؟؟

من:چه عجب عقلت کار کرد...........

زرو:عقل خودت کار نمیکنه احمق!!!!!!

من:باش ارام بگیر غلط کردم!!!!!!!!!!!!!!!!

یعو عصبانی میشه و میگه:ت تو یه خون آشامی....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چرا تو دبستان ما درس میخوندی یالا جواب بده....!!!!!!!!

من:خوب داستانش طولانیه...........

زرو:من نمیخوام وقتمو با یه خون اشام مسخره مثل تو تلف کنم......!!!!!!!!!

من:ا ا ا ا کجا میری؟؟؟؟؟؟؟صبر کن من.......

ایچیجو:ولش کن یومی چان......

من:ی اون دوستمه...نمیخوام فکر کنه که من یه خوونآشامم.......!!!!!!

ایچیجو:اروم باش یومی چان

منم گریه کردم و بعد.......

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خوب اینم قسمت دو

راستی یه مسابقه ی کوچولو..

به این سوالا جواب بدید:

1-انیمه ی مورد علاقه ی اوریل؟؟؟؟؟؟

2-انیمه ی مورد علاقه ی گروه وان دایرکشن؟؟؟

3-انیمیشن مورد علاقه ی سلنا گومر؟؟

4-خوردنی مورد علاقه ی ریما و شیکی؟(تو شوالیه خون آشام)




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 17 خرداد 1392 05:12 ب.ظ